محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1535

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

« و لمّا رجع هاشم بن عتبة من جلولاء الى المدائن بلغ سعدا انّ آذين بن الهرمزان قد جمع جمعا . . . » در الكامل نيز ( ج 2 ، ص 525 ) از « آذين بن الهرمزان » سخن رفته است . ص 473 ، س 4 : صورت درست نام عياض بن غنم از متن تاريخ طبرى ( ج 5 ، ص 2505 ) است . نيز : الكامل ، ج 2 ، ص 532 . « عياض بن غنم بن زهير بن ابى شداد بن ربيعة بن هلال بن . . . فهر القرشى ابو سعد و قيل ابو سعيد . . . » ( اسد الغابه ، ج 4 ، صص 65 - 164 ) ص 477 ، س 14 : در تاريخ طبرى مضمون اين عبارت در شعرى آمده ( ج 5 ، ص 2521 ، ترجمه ، ج 5 ، ص 1872 ) : لن يعجزوا الله على حمار * و لا على ذى غرّة مطار قد يصبح الموت امام السارى ( خدا از خرى باز نمىماند ، و نه از نوجوانى گريزان ، گاه باشد كه مرگ پيشاپيش رونده است . ) ص 478 ، س 22 : « كعب الاحبار ، شهرت ابو اسحاق كعب بن ماتع ( فت 32 يا 34 ه . ق ) يكى از يهوديان يمن ، كه در خلافت ابو بكر يا عمر خطاب اسلام آورد ، و منبع بسيارى از اطلاعات مسلمين در باب داستانهاى بنى اسرائيل به شمار مىرود . ( اسرائيليات ) . هنگامى كه به مدينه آمد كتاب و سنت را از صحابه آموخت ، و ايشان نيز اخبار اقوام پيشين را از وى آموختند . عنوان او را به صورت « كعب الحبر » نيز ضبط كرده اند ، و حبر كه جمع آن « احبار » است كلمه اى است عبرى ، به معنى روحانى يهودى و برابر كلمهء ربى ، و گاه در معنى مقامى كمتر از ربى نيز به كار رفته است . مؤلفين اسلامى ( از قبيل خوارزمى در مفاتيح العلوم ) آن را برابر كلمهء « عالم » مىدانند . از زندگى و كارهاى كعب الاحبار اطلاعات چندانى در دست نيست . بر طبق بعضى روايات ، وى با عمر نزديك بوده است ، و هنگامى كه عمر به بيت المقدس وارد شده او نيز همراه وى بوده است . اسلام آوردن كعب الاحبار را در سال 17 ه . ق نوشته اند ، و با اينكه زمان پيغمبر اسلام را درك كرده ، ديدار پيغمبر براى او حاصل نشده است . پيشگوييهايى ( از جمله پيشگويى قتل عمر ) به او منسوب است . كعب الاحبار در ميان بعضى از ياران برجسته و بزرگ پيغمبر ( از قبيل ابو ذر غفارى ) مورد